بهنام بهترین، بهنام رفیق و بهنام آموزگار
تصمیم داشتم این مطلب رو ۲۶ آذر ۱۴۰۴ بنویسم! ولی با اتفاقات متعددی که افتاد، امروز تصمیم گرفتم نوشتن و انتشار رو انجام بدم! از ۲۶ آذر ۱۴۰۴ تا الان که صبح روز ۱۳ تیر ۱۴۰۵ هست، کلی چالش و بالا و پایین داشتم اما یک آرامشی هم در طول تمام این روزها درکنارم بود، آرامشی که فکر میکنم از آگاهی میاومد! بگذریم و بریم سراغ اصل مطلب.
وقتی فتوشاپ، پریمیر و افترافکت رو بهطور کامل یادگرفتم، دیگه میتونستم یک درخت با برگهاش رو توسط فتوشاپ طراحی کنم و با کمک افترافکت به درخت و برگها جان ببخشم! من اکثر مواقع به همه چیز حداقل در ۴ بُعد و حداکثر در ۸ بُعد متفاوت نگاه میکنم، ساده بگم، برای من یک جمله میتونه ۴ الی ۸ معنی داشته باشه، سعی میکنم به عمق سفر کرده و اکثر چیزها رو از زاویههای مختلف ببینم و سعی کنم درک کنم!
یهو مو به تنم سیخ شد که منه رضا وقتی تونستم یک درخت رو به راحتی طراحی کرده و حرکتش بدم، نکنه بتونم چیزهای بزرگتر و جذابتری رو خلق کنم! یادم افتاد در کتابی خونده بودم که ما انسانها بخشی از خدا هستیم و روحی به این بدن دمیده شده، اون روح در این بدن تا زمان مرگ زندانی شده، بعد با خودم گفتم نکنه ما انسانها در یک شبیهساز زندگی میکنیم! آخه یک فرضیهای هست که میگه همه ما انسانها در یک شبیهساز کوچیک درحال نفس کشیدن هستیم، منظورم از شبیهساز رو بچههای IT بیشتر درک میکنن!
هرچقدر دارم در این زندگی پیش میرم، اعتقاد اولیهای که سالها پیش داشتم داره مورد تاییدتر میشه! سالها پیش بر این باور بودم که انسان اگر بتونه خودش رو بشناسه و قابلیتهاش رو کشف کنه، این توانایی رو داره که مثل خدا هرچیزی رو خلق کنه! تا جایی که فقط اراده به موجودیت یک چیز کنه و اون چیز در کسری از ثانیه خلق بشه!
خالق هوش مصنوعی یک انسان بوده، خالق ویندوز، فتوشاپ، لینوکس و… یک انسان بوده! برید ببینید هوش مصنوعی الان چکار میکنه، برید ببینید یک انسان یک بازی ساخته که در اون بازی، یک انسان متولد میشه، درس میخونه، تشکیل خانواده میده و میمیره!
انسان توی بازی قدرت انتخاب و قدرت خلق داره اما قدرت اصلی دست منه سازنده بازی و یا منه گیمر هست!
درمورد نرمافزار پریمیر بگم براتون، گاهی توی زندگی یک زمانی یک اشتباهی میکنی یا یک اتفاقی برات پیش میاد که فکر میکنی کل زندگیت خراب شده یا زندگیت به همین شکل ادامه پیدا میکنه تا زمان مرگ! اما با پریمیر میشه بخشی از زندگی رو کات کرد، به بخشی از زندگی افکت داد، به بخشی ترنزیشن داد، سرعت بخشی از این زندگی رو افزایش داد، سرعت زمانهای شادی رو کاهش داد و یا حتی میشه ترک رو حذف و ترک جدیدی رو از اول تدوین کرد!
یک خاطره هم بگم و تمام
اگه یادتون باشه گوشیهای جاوا یک پوشهای داشت به نام «مضامین» در این پوشه تصاویر متحرکی بود که میشد به عنوان تصویر زمینه گوشی استفادهشون کرد، من از همون اول که اینا رو میدیدم با تعجب میرفتم توی فکر که چجوری ممکنه یک فایل تصویری، نه ویدیو باشه نه تصویر! سالها گذشته و من امروز میتونم به راحتی چیزایی که باعث تعجبم میشد رو خلق کنم 🙂
به عنوان حرف آخر باید بگم اکثر مطالبی که میگم و یا مینویسم خیلی خلاصه و عمیق هست و فقط افرادی حرفم رو درک میکنن که عمق دید بالایی دارن، همین مطلب رو اگر بهصورت باز شده بخوام بنویسم، حداقل یک کتاب سه جلدی ازش درمیاد.


